مسافرت نامه

به نام خدا

مسافرت نامه

ساعت 9 شب بعداز 12 ساعت پرواز هواپیما در فرودگاه سیدنی نشست زمان
زیاد پرواز و ساعت ها پرواز بر فراز اقیانوس سفر را هیجان انگیزه کرده بود فاصله
محل اقامت تا سیدنی دو ساعت بود هوا کاملا رطوبتی و دلچسب بود و به نظر می رسید از جنگل انبوهی  عبور می کردیم پس از رسیدن مرا به اطاقم راهنمائی کردند که پنجره ای به بیرون داشت نسیم خنکی می آمد و حس می کردم در نزدیک دریا هستم صدای جیرجیرکها و خنکی هوا باعث شد ساعتها به آنها فکر کنم و شاید تا صبح خوابم نبرده بود با صدای فریاد طوطیان به خودآمدم صبح شده بود صدای همه پرندگان میامد ولی  فقط صدای یاکریم برایم آشنا بود مرا به یاد تهران قدیم انداخت راستی یا کریم های تهران کجا رفتن که دیگر آوازشان را نمی شنویم و با دقت صدای آنها را گوش کردم بیاد ایام گذشته، نسیم خنک صورتم را نوازش می داد و کم کم آفتاب مرا از رختخواب جدا کرد زیبائی گلهای  باغچه و مرتب بودن همه چیز باعث آرامش بیشتری می شد  بعداز صبحانه برای خرید آماده شدیم باید قبل از خروج از خانه حتما ضد آفتاب می زدیم و سپس خارج شدیم خیابانها کاملا خط کشی شده بود وتا فروشگاه مناظرجدید را براندازمی کردم فروشگاه خیلی بزرگ بود و کاملا مرتب و خرید از روبات  برایم جالب بود مناظر شهر و ساحل زیبای آن را هرگز فراموش نمی کنم در باغ وحش سیدنی نمایش غذا خوردن پرندگان وحشی کاملا مرا تحت تاثیر قرار داد و مرا به عالمی برد که بارها آرزویش را داشتم قدرت خلقت خداوند را با چشمان خود بار دیگر دیدم  و تا ساعتها
بعد در تعجب بودم  و به یاد این بیت زیبا فتادم "مُردم از حیوانی و آدم شدم                              پس چه ترسم؟ کی ز مردن کم شدم؟ " در این نمایش بقدری حرکات انسان و حیوان بهم نزدیک شده بود که در بعضی مواقع تفکیک آن مشکل بود. دیدار از حیاط وحش دریائی (آکواریم) و تنوع زیاد حیوانات زیر آب برایم خیلی جالب بود و تعطیل مغازه های شهر بعداز ساعت 5 مرا بیاد حکومت نظامی می انداخت .روزها گذشت تا کمی مسائل عادی شد به یاد نوشته های ایرج پزشک زاد
افتادم راستی داستان دائی جان ناپلئون یک داستان امریکائی بود ویا ارباب از او
خواسته بود این چنین بنویسد ولی هر چه بود من در گوشه گوشه شهر حضورارباب را حس می کنم مخصوصا با نگاه به اسکناس ها، بله او همه جا بود و دائی جان راست می گفت من حضور او را می دیدم در رای گیری که حتما باید رای می دادی و اگر نه، تورا به دادگاه احضار خواهند کرد و جالب اینکه فرم رای را باید با مداد پرکنی تا اگر موافق نظر ارباب نبود براحتی پاک شود. و اما جالب تر از همه، اونجا هم ولایت فقیه دارد با یک تفاوت ساده و آن اینکه ازطرف ارباب تعیین می شه و قدرتش ورای مجلس و رئیس جمهور هست و حقوق یک کارمند انگلیسی سه برابر حقوق دیگران است و تمام شرکتهای بزرگ توسط مدیران انگلیسی اداره می شوند و باز جالب تر از آن اینکه در تمام پارکها یک تابلو نظر شما را جالب می کند که روی آن آمار بومیان منطقه قبل از حضور آقایان چند نفر بوده و هرگز کاربرد این آمار را نفهمیدم  و من در این مدت کوتاه حتی یک نفر بومی در شهر ندیدم، تاریخ نوشته شده این کشور فقط تا 150 سال پیش است و بس، نه رقص بومی و نه غذا بومی و نه لباس بومی وجود دارد شاید ارباب در این باره دستوری صادر کرده باشد. از این مسئله که بگذریم طبیعت بکرو تنوع موجودات ومناطق دیدنی  و سواحل این کشور بی نهایت زیباست و اگر جرات می کردم می گفتم بهشت روی زمین است.

/ 0 نظر / 14 بازدید