عید بر عاشقان مبارک باد

عید برعاشقان مبارک باد                           
عاشقان عیدتان مبارک باد

یکسال گذشت، از سرزمین عرفات گذشته بودیم و گناهانمان بخشیده شده بود و پاک وارد مشعرش شدیم ودر دل تاریکی شب با او راز و نیاز کردیم واز بخشیدن در عرفاتش شکر گزاری کردیم وارد منا شدیم به فرمان او شیطان سوم را رمی  کردیم و قول دادیم که هرروز اینکار را انجام دهیم و از منیت دوری کنیم قربانی انجام شد و سر را تراشیدیم  که بگوییم می خواهیم از نو بروئیم یعنی که دوباره می خواهیم دانه پاک بگاریم که از آن دانه بروید انسانی بدون منیت، بدون ترس از فردا، و بدون خشم و با نوای عشق و دیگر منی نباشد که منیت کند و چشم دلش به دنیا روشن شده باشد  همه چیز از نو و عید راجشن گرفتیم که دیگر پاک پاکیم وآگاه از آنچه بر ما گذشته بود با رمی  دو شیطان دیگر قول دادیم که دیگر ترسی در ما نباشد و از خشم دوری کنیم و چراغ دل افروخته رفتیم که طوافی انجام دهیم تا مقبول افتد نیت کردیم که از این پس فقط باید به ما تبدیل شویم تا وجود معشوق را در دل حس کنیم پا جای پای هاجر گذاشتیم و قول دادیم که هر کاری را فقط باید  به قصد قربت انجام دهیم و حالا یکسال گذشت منیت سر جایش هست، ترس از دست دادن آزارمان میدهد، خشم بما نزدیکتر شده، و در این بازار مکاره فقط منافع ما با اهمیت است و من جای همه مارا گرفته است حیف نبود همه را ازدست دادیم قولهایمان را زیر پا نهادیم آنهم با چه کسی؟ هر چه از او خواسته بودیم داد هر آرزویی در حرمش کرده بودیم محقق شد و ساده از کنار آن همه لطفش گذشتیم.

بیائید تا دیر نشده روی از شیطان بگردانیم و در این عید طلب بخشش کنیم و دوباره شروع کنیم و باز از اول از همان شیطان سوم یعنی منیت دوری کنیم که پیر بلخ آن را به موش موزی تشبیه  کرده است.

صد هزاران دام و دانه‌ست ای خدا                     ما چو مرغان حریص بی‌نوا

دم بدم ما بستهٔ دام نویم                               هر یکی گر باز و سیمرغی شویم

می‌رهانی هر دمی ما را و باز                         سوی دامی می‌رویم ای بی‌نیاز

ما درین انبار گندم می‌کنیم                            گندم جمع آمده گم می‌کنیم

می‌نیندیشیم آخر ما بهوش                           کین خلل در گندمست از مکر موش

موش تا انبار ما حفره زدست                         واز فنش انبار ما ویران شدست

اول ای جان دفع شر موش کن                       وانگهان در جمع گندم جوش کن

 

/ 1 نظر / 17 بازدید
محمدضا متولي باشي ناييني

نه اينكه سالي يكبار ، بلكه هر لحظه بايد تجديد ميثاق با معبود داشته باشيم تا بلكه ره را گم نكنيم . انشاله