عقل کلی و عقل جزئی

بنام خداوند کیهان و جان که هرگز نگنجد به وصف و بیان

خداوند صلح و خداوندعشق که هستی بپا کرد از بهرعشق

 پنج حسی هست جز این پنج حس

آن چو زر سرخ و این حسها چو مس

اندر آن بازار کاهل محشرند

حس مس را چون حس زر کی خرن

 

 عقل کل و نفس کل مرد خداست

عرش و کرسی را مدان کزوی جداست

مظهر حق است ذات پاک او

زو بجو حق را و از دیگر مجو

عقل جزوی عقل را بدنام کرد

                                             کام دنیا , مرد را بی کام کرد

/ 0 نظر / 43 بازدید